عکاسی از آثار سوزندوزی هنرمند بلوچ «فاطمه ساعدی» برای کتاب نقوش سوزندوزی

فاطمه ساعدی سال ۱۳۶۶ در روستای کهنُک محمدی سراوان چشم به جهان گشود. در ده ماهگی به بیماری فلج اطفال دچار شد، اما این موضوع مانع نشد که از کاروان دختران سوزن‌دوز بلوچ عقب بیفتد و در سن ۵ سالگی با حمایت مادر و بانوان روستا به سوزن‌دوزی بلوچ رو آورد. اولین بار تکنیک دوخت «کَلا» را در روستای پره کنت (روستای مادربزرگ مادری‌اش) بر روی پارچه‌های حوله‌ای که هم اکنون برای شماره‌دوزی استفاده می‌شوند، تجربه کرد. بعد از آن به دلیل علاقه و استعدادی که در این هنر داشت، سایر دوخت‌ها را به محض دیدن، بدون آموزش اجرا می‌کرد. وی تحصیلات دانشگاهی خود را با رشته فیزیک شروع کرد و سپس به سمت دنیای حقوق رفت و تا مقطع کارشناسی ارشد این رشته را ادامه داد و پس از آن برای تمرکز بیشتر بر کار سوزن‌دوزی و هنر تصمیم گرفت رشته پژوهش هنر را پیش بگیرد و در این رشته کارشناسی ارشد خود را با نمرات عالی گرفت و اکنون دانشجوی دکتری این رشته است. او در کنار انتشار مقالات پژوهشی مرتبط با سوزن‌دوزی و بلوچی‌دوزی، توانست دنیای جدیدی را در این هنر تجربه کند و دست به خلق آثاری بزند که ترکیبی از چندین هنر باشد؛ در آثار او ردپای شعر و آیات دینی، نقوش ایرانی و اسلامی و نیز بخش‌هایی از معماری به چشم می‌خورد. او تاکنون توانسته است چندین عنوان برگزیده ملی و یک عنوان برگزیده بین المللی را به خود اختصاص بدهد.

رضا زنگنه | عکاس

عکاسی از نقوش و صنایع دستی | ثبت حرفه‌ای هنر سوزندوزی برای چاپ کتاب

عکاسی از نقوش اصیل، برای من تنها ثبت یک تصویر نیست؛ خلق یک سند ماندگار از هنر و فرهنگی است که در تار و پود هر اثر تنیده شده و باید با نهایت امانتداری برای نسل‌های آینده و publications نفیس حفظ شود. این پروژه تخصصی با هدف اصلی چاپ در یک کتاب هنری معتبر تعریف شد و گستره‌ای از نفیس‌ترین صنایع دستی را پیش روی لنز آورد: از تابلوهای سوزندوزی چشمنواز که هر وجبشان روایتگر ساعت‌ها صبر و مهارت است، تا دستبندهای ظریف، کیف‌های کوچک سنتی، گردن‌آویزهای منحصربه‌فرد و نشانگرهای کتاب که هرکدام دنیایی از ریزه‌کاری و ظرافت را در خود جای داده‌اند. هدف اصلی من در این مسیر، فراتر از زیبایی بصری، ایجاد یک منبع تصویری کاملاً قابل اعتماد برای ناشران، پژوهشگران هنر و دوستداران صنایع دستی بود؛ تصاویری که چنان با دقت ثبت شوند که بیننده در حین ورق زدن کتاب، نه‌تنها نقش و رنگ، که بافت، عمق و حتی دمای حضور هنرمند را حس کند. برای دستیابی به این مهم، تمام فرایند کار با یک وسواس فنی بر پایه مدیریت رنگ حرفه‌ای (Color Management) بنا شد. پیش از شروع پروژه، مانیتور و دوربین به‌دقت کالیبره شدند و در هر صحنه از کارت‌های کالیبراسیون رنگ (Color Checker) استفاده کردم تا تضمین کنم قرمز‌های زرشکی، آبی‌های لاجوردی و طلایی‌های درخشان نخ‌های گلابتون، در چاپ افست کتاب نیز دقیقاً همان غنا و اصالت نسخه اصلی را بازتاب دهند و به رنگ‌هایی مرده یا مصنوعی بدل نشوند. این پایبندی به اصالت رنگ، به این معناست که کتاب نهایی به یک مرجع بصری صادق و قابل استناد تبدیل خواهد شد. همزمان، تمرکز ویژه‌ای بر مستندنگاری بافت ریزدوخت‌ها داشتم تا خواننده کتاب، فراتر از دیدن، به یک لمس تصویری واقعی برسد. برای ثبت هر گره، هر تابیدگی نخ ابریشم و هر فرورفتگی و برآمدگی روی پارچه کرباس، از لنزهای ماکرو با بزرگنمایی بالا، تکنیک فوکوس انباشته (Focus Stacking) برای وضوح کامل از اولین تا آخرین لایه نخ، و نورپردازی مورب (Raking Light) برای آشکار کردن بُعد و حجم فیزیکی دوخت‌ها استفاده کردم. نتیجه این شد که در تصاویر، تار و پود پارچه از نخ‌های سوزندوزی به‌وضوح قابل تفکیک است و درخشش ابریشم در کنار بافت مات نخ پنبه‌ای، کاملاً متمایز دیده می‌شود. این پروژه صرفاً یک گالری زیبا نبود، بلکه یک مستندنگاری علمی و فنی برای حفظ تکنیک‌های در معرض فراموشی به شمار می‌رود. در هر فریم، نوع دوخت (از ساده و مورب گرفته تا گره فرانسوی و بخارا)، جنس نخ، تراکم دوخت در سانتی‌متر مربع و نقوش به‌کاررفته (اعم از هندسی، ختایی یا حیوانی) به‌دقت شناسایی و آرشیو شده است. این رویکرد، ارزش تصاویر را برای موزه‌ها، دانشجویان هنر و مرمت‌گران آثار تاریخی چند برابر می‌کند، چراکه می‌توانند از آن به‌عنوان مرجعی برای شناسایی اصالت آثار مشابه نیز بهره ببرند. یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های عکاسی برای چاپ کتاب، غلبه بر بازتاب‌های ناخواسته و ایجاد نوری یکدست روی سطوح پیچیده است؛ از کیف‌های کوچک با یراق‌آلات فلزی گرفته تا نخ‌های براق در گردن‌آویزها. برای حل این مسئله، نورپردازی کاملاً کنترل‌شده‌ای را با سافت‌باکس‌ها و دیفیوزرهای بزرگ برای خلق نوری فراگیر و بدون سایه‌های خشن طراحی کردم و برای اشیاء کوچک‌تر مانند دستبندها و نشانگرهای کتاب، از چادر نوری (Light Tent) برای پخش کامل روشنایی و حذف هرگونه نقطه داغ (Hot Spot) بهره بردم. در مورد قطعاتی که نخ‌های فلزی داشتند نیز، با استفاده از نور غیرمستقیم و فیلترهای پلاریزه، آن درخشش کورکننده فلز را مهار کردم تا رنگ واقعی نخ گلابتون دیده شود، بدون آنکه بازتاب آزاردهنده‌ای به چشم بیننده برسد. این دقت در نورپردازی باعث شده تمامی بخش‌های هر اثر، از گوشه‌های یک تابلوی بزرگ سوزندوزی گرفته تا ریزترین مهره‌ی یک گردن‌آویز، یکسان خوانا و واضح باقی بماند. از سوی دیگر، تنوع بالای ابعاد و جنس سوژه‌ها، یک چالش فنی جذاب دیگر بود: برای تابلوهای بزرگ از تکنیک عکاسی چندبخشی و پانوراما با دقت چینش بالا استفاده کردم تا کیفیت تصویر برای چاپ در کتاب‌های رحلی بدون هیچ افت وضوحی تضمین شود؛ برای دستبندها و گردن‌آویزها، چیدمان خلاقانه روی سطوح بافت‌دار خنثی و فوکوس بر گره‌های اتصال و فرم سه‌بعدی آنها مد نظر بود؛ کیف‌های سنتی از زوایایی عکاسی شدند که زیبایی درزها، داخل کیف و جزئیات یراق‌آلات را نمایش دهند؛ و نهایتاً، نشانگرهای کتاب به‌عنوان آثار مینیاتوری، زیر نور و بزرگنمایی سوپر ماکرو ثبت شدند تا کوچک‌ترین نقوش و دقت برش لبه‌ها کاملاً آشکار شود. تمامی تصاویر نهایی با وسواس در نرم‌افزارهای تخصصی (Capture One) در عمق رنگ ۱۶ بیت پردازش شدند و در فضاهای رنگی Adobe RGB برای پوشش گسترده گاموت چاپ افست و sRGB برای نسخه دیجیتال، با رزولوشن حداقل ۳۰۰ DPI در ابعاد واقعی، آماده تحویل هستند. این مجموعه، یک پرونده کامل و آماده چاپ است و بیش از هر چیز نشان می‌دهد که عکاسی صنایع دستی، پلی استراتژیک میان هنر اصیل ایرانی و مخاطب جهانی است؛ چه برای چاپ کتابی نفیس، چه خلق یک کاتالوگ فروش و چه تکمیل یک آرشیو دیجیتال موزه‌ای. اگر شما نیز به دنبال مستندنگاری حرفه‌ای از نقوش، بافت‌ها و رنگ‌های صنایع دستی هستید، جایی که اصالت، دقت و دانش فنی یک عکاس، در خدمت ماندگار کردن میراث شما قرار گیرد، این پروژه نمونه‌ای است از آنچه می‌توانیم با هم خلق کنیم.